رفته ای ولی می بينم رو دلم رد پاهاتو
کاشکی بشنوم دوباره، از تو کوچه ها صداتو

می دونم سبزه نگاهات ، مث باغ فين کاشون
آسمون کاشکی نگيره از دلم باغ نگاتو

با خطی به رنگ چشمات روی پيشونيم نوشتم
هر چی غم داری برا من ، هر چی شاديه برا تو

بی تو من غريب و خسته ، بی شکيب و دل شکسته
روی دوش خود می گير م کولبار مشکلاتو

رفته ای ولی می دونم که يه روز يه شاعر خوب
توی شعراش می نویسه، تب سرخ ماجراتو

ای خدای آسمون ها، تو که حالمو می دونی
برسون به داد اين دل ، حضرت سبز قباتو
.....
روزای آفتابی من ، بی تو پر پر شده اما
می شنوم یه صبح جمعه، از تو کوچه ها صداتو