با توام ای ماه پاره! چشم و ابرويت کجاست؟
باد می آيد به سويت، رقص گیسویت کجاست؟

آن تبسم های شیرین ، آن نگاه آتشین
آن همه نازک خیالی های ابرویت کجاست؟

بعد از این در زیر بالم لانه دارد آسمان
راستی ، ای آسمان خیل پرستویت کجاست؟

ناگهان در کوچه های دل کسی فریاد زد:
وعده گاه دوستی! انفاس شب بویت کجاست؟

زخم دارم _ بیشمار _ از دوستانی ناشکیب
ای رفیق مانده در دل نوشدارویت کجاست؟

گفتم امشب تا سحر خاموش باشم ، ماه گفت:
ذکر "لا حول ولا ..." یت ، بانگ "هو هو" یت کجاست؟