ای مترسک به احترام بهار
از سر خود کلاه را بردار

مثل باران و ابر و باد مده
اين کلاغان خسته را آزار

يک شب اين چهره مشوش را
دست ديوی به نام غم بسپار

آن طرف را ببين که نيلوفر
پل زده روی شانه ديوار

اين طرف را که لاله و نسرين
گل زده اند بر سر هر خار

مهربان باش مثل يک گل سرخ
دست از اين گونه زيستن بردار !