كاش‌ اي‌ كاش‌، شب‌ هجر تو آخر مي‌شد
صبح‌ ديدار تو اي‌ دوست‌، مكرر مي‌شد

يادم‌ آمد كه‌ خيال‌ تو مرا با خود برد
به‌ همان‌ شب‌ كه‌ دل‌ باغچه‌ پرپر مي‌شد

به‌ همان‌ شب‌ كه‌ شب‌ سوختن‌ گلها بود
هر گل‌ لاله‌ كه‌ مي‌سوخت‌، كبوتر مي‌شد

يك‌ شب‌ آرام‌ به‌ خوابي‌ ابدي‌ مي‌رفتم‌
اين‌ همه‌ مشغله‌ يادت‌، اگر سر مي‌شد

از خدا خواسته‌ام‌ - در نفس‌ گرم‌ دعا-
كاش‌ ديدار تو امروز ميسر مي‌شد