هر چند چنين شادم هرچند كه خوشحالم
آرام و غريبانه مي گريم و مي نالم

اي موج كه افتادي آرام به فنجانم
اي نيمه پنهانم آشفته مكن فالم

من رفتم و ....بايد رفت اما چه كنم اي دل
مي آيد و مي آيد تقدير به دنبالم

هم بغض من و شعرم! اي چهره رويايي
يك روز نمي پرسي از آينه احوالم؟

در اوج شكيبايي اين حال من است امروز
دلگيرم و دلشادم غم دارم و خوشحالم