ساعتي پيش آقاي چيني ساز به من خبر داد كه آقاي مهدي رستگار ما را تنها گذاشت و به ديار باقي شتافت.
خبر سخت و سنگيني بود. تحملش واقعا سخت است. مگر خدا ياري كند ... وگرنه...
خاطرات اولين روزهاي حضورم در اهواز با اشنايي با اين مرد بزرگ آغاز شد. دبيرستان سعدي اهواز انجمن شعراي خوزستان.
همان سال در دانشكده كشاورزي به همراه دكتر ياسمي جلسه نقد شعر دانشجويان را راه اندازي كرديم. در اين ميان اولين شاعر خوزستاني كه به جمع ما پيوست آقاي رستگار بود. نقد حضوری او حرف نداشت . ... جلو تر که رفتيم رنده ياد آرش باران پور و روانشاد نعيم موسوي به جمع ما پيوستند.
بعدها آقاي چيني ساز ما را براي نويسندگي به صدا و سيماي خوزستان فرا خواند . آنجا با هم علاوه بر نوشتن برنامه هاي راديو شوراي شعر و موسيقي را راه اندازي كرديم.
....
رستگار در رشد و تقويت بنيه ادبي شعراي جوان خوزستاني نقش زيادي ايفا كرد.
ياد و خاطرات سبز او همواره جاري باد!