قطار سوت بلندی کشيد و راه افتاد
کجاست مقصدت ای دوست؟ نا کجا آباد؟

تو می روی و دلم با تو همسفر شده است
پس از تو هر چه به جز عاشقی حرامم باد

اگر چه می روی از پيش روی چشمانم
ولی قسم به نگاهت نمی روی از ياد!

برای ديدنت ای دوست صبر بايد کرد
ز دست هر چه غريبی نمی کشم فرياد

دوباره می رسی از راه - آسمان می گفت -
به جمع دلشدگان اين خبر مبارک باد!